آذربایجان، دردهای ناگفته بسیاری دارد و فعالان حرکت ملی آذربایجان و جوانان آگاه این سرزمین با مشکلات بسیاری درگیرند، آنان با عشق پایان ناپذیر خود به سرزمین مادری، در حالی آلام ملت مظلوم خود را زمزمه میکنند که هر روز محاصره اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آذربایجان از سوی رژیم فاشیستی و ضدبشری جمهوری اسلامی ایران و دشمنان قسم خورده آذربایجان و تشنه به خون ملت آذربایجان تنگتر میشود و سکوت شرم آور نمایندگان و مدعیان دروغین دمکراسی، عدالت و آزادی خشم و انزجار قاطبه ملت ستمدیده آذربایجان را برانگیخته است. تضییق و تضییع های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جنایات انسانی چون:
۱- یکسان سازی فرهنگی و زبانی (آسیمیلاسیون)
۲- جعل اسناد و تحریف تاریخ برای زدودن حافظه تاریخی ملت تورک آذربایجان و ایجاد وابستگی بی دلیل و بی معنا به جهان ایرانی با القاء نالایق بودن سلاطین تورک و بزرگ جلوه دادن به اصطلاح وزیران ایرانی و تلاش در جهت معرفی اجداد مردمان تمدن ساز و علم پرور تورک به عنوان عناصری وحشی و بی تمدن
۳- دروغ، کتمان واقعیات و وارونه نشان دادن حقایق
۴- توهین به زبان، فرهنگ و ملیت، ملت آذربایجان در رسانه های ارتباط جمعی، کتب درسی مدارس و پر کردن سی دی، کاست و نوارهای تحقیر آمیز توسط دلقکهای هرزه به اصطلاح هنرمند
۵- ممانعت از برگزاری سالروز گرامیداشت باقرخان در ۱۴ مرداد، دستگیری دوستداران فرهنگ آذربایجان در ۳۱ شهریور در دامنه های ساوالان، سنگ اندازی در مراسم بزرگداشت سالروز شهادت ستارخان در ۲۵ آبان، حاضر نمودن دهها هزار نیروی اطلاعاتی و نظامی در اطراف و محوطه قلعه بابک و تبدیل آنجا به بزرگترین پایگاه نظامی و اطلاعاتی، دستگیری بیش از ۱۵۰ نفر از فعالان حرکت ملی آذربایجان که برای شرکت در مراسم بزرگداشت پروفسور زهتابی و گرامیداشت سالگرد ۲۱ آذر عازم شهرستان شبستر بودند، دستگیری، کشتار و به شهادت رساندن صدها تن از جوانان هویت طلب و فعالان حرکت ملی آذربایجان، بعد از قیام شکوهمند و خونین خرداد ماه سال ۱۳۸۵ و…
۶- نابود سازی آثار و ابنیه تاریخی، فرهنگی و باستانی (ویران سازی تالار تئاتر بالاباغ تبریز، تخریب بنای ارک تبریز، ویران سازی محوطه مسجد کبود تبریز، تپه حسنلو در سولدوز، گنبد سلطانیه در زنگان، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل و…)
۷- تبلیغ ایران تک قومی از طریق برتری طلبی نژادی، قومی و زبانی و جایگزین ساختن فرهنگ و زبان! فارسی (لازم به یادآوری است که زبان - لهجه!! فارسی، افغانی یا ایرانی در فهرست رده بندی زبانهای دنیا به عنوان سی و سومین لهجه زبان عربی شناخته شده است)
۸- اعمال خشونت و ایجاد جو ترس و وحشت و برقراری مخوف ترین دیکتاتوری پلیسی و امنیتی در طول تاریخ این سرزمین برای جلوگیری از اعتراضات قوی
۹- ایجاد وابستگی در تمامی بخشهای اقتصادی، علمی، صنعتی، اداری و… و انتصاب استانداران، فرمانداران و مدیران فاسد، ضد مردمی، فارس زبان، غیر بومی یا بومی خود باخته و عدم توجه به عمران و آبادی شهرهای آذربایجان به بهانه مرزی بودن و حتی تلاش در جهت عقب ماندگی و پس گرایی آن و پایین بودن درآمد سرانه در مقایسه با مناطق فارس نشین و افزایش شدید نرخ بیکاری و عدم بستر سازی مناسب در بخش صنعت توریسم و سفرهای مقامات بلند پایه حکومتی و کلنگ زنی های بیهوده و تبلیغاتی که در عالم واقع هیچوقت صورت تحقق به خود نمیگیرد
۱۰- رواج روزافزون معضل اعتیاد بگونه ای که هم اکنون طبق گزارشات رسمی سازمانهای بین المللی میزان مصرف مواد مخدر در آذربایجان در مقایسه با سایر مناطق ایران رشد بسیار سریعی دارد و در کنار آن افزایش شدید و صعودی نرخ بیکاری، فقر، فحشا، بزهکاری، رشوه و… در سرزمین آذربایجان
۱۱- سوء استفاده از دین و احساسات مذهبی برای پیشبرد اهداف شوم ضد انسانی
۱۲- اختراع زبان و نژاد مجهول، مجعول و کسروی ساخته «آذری» برای محو و نابودی زبان تورکی و تحمیل آن به مردم با استفاده از زور و تزویر
۱۳- کوچانیدن فارغ التحصیلان و صاحبان ثروت از آذربایجان به مناطق فارس نشین به منظور خالی کردن این پهنه و سرزمین از علم و ثروت
۱۴- معرفی کشور آذربایجان شمالی به عنوان مظهر ظلم، فساد، تباهی، زشتی و ناامنی به خاطر ایجاد احساس ترس در بین ملت آذربایجان از اینکه در صورت احقاق مطالبات ملی و انسانیشان سرنوشتی همانند آنان در انتظارشان است
۱۵- حمایت همه جانبه سیاسی، اقتصادی و نظامی از رژیم اشغالگر ارمنستان (به عنوان یک کشور ضد تورک) برای تحت فشار قرار دادن کشور آذربایجان شمالی
۱۶- تلاش مذبوحانه در متضاد و متفاوت جلوه دادن مؤلفه های معرف ملت تورک آذربایجان و تورکیه
۱۷- دستگیری، کشتار و تبعید نویسندگان، شعرا، محققین، روشنفکران و آزادیخواهان مبارزی چون: فریدون ابراهیمی، محمد امین آزاد وطن، صمد بهرنگی، بولوت قاراچورلو (سهند)، حبیب ساحر، گنجعلی صباحی، علیرضا نابدل (اوختای)، بهروز دهقان، موسی خیابانی، پروفسور محمد تقی زهتابی، صفرخان قهرمانیان، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، دکتر چهرگانی، مهندس غلامرضا امانی، عباس لسانی، حجت الاسلام عظیمی قدیم، چنگیز بخت آور، هدایت ذاکر، حسن دمیرچی، سعید موغانلی، یوروش مهرعلی بیگلو، جواد عباسی، عزیز پورولی، اکبر آزاد، آیدین قاراخانلی، کمال نویدی، سید کاظم موسوی، ابراهیم جعفرزاده، صاحبعلی خدابخش، تکین ماهارلی، ائلچین حاتمی، محمود فضلی، دکتر عبداللهی، جمشید زارعی، ماهنی زنگانلی، محمدرضا آقاپور، شوکور قهرمانلی، محمدرضا لوایی، محمد شکری، فاضل موسوی، بهروز سردرودی، ائلیار کرجلی، قادر آذری، آدی گوزه ل جبرئیلی، پرویز یکانی زارع ، علی پورعلی، حسین اقبالی، علیرضا قولونجو، آسلان خالید، تیمور نصیری فرد، سعید نعیمی، حسین علیزاده، جعفر پشتون، عباس نیکروان، محمد ملکی خیاولی، بابک مرندلی، انصافعلی هدایت، علی حامد ایمان، منوچهر عزیزی، حسن ارک، دکتر احمد رضایی (حیدراوغلو)، حسین احمدیان، مصطفی برزگر، امیر ابراهیم پور، عادل زاهدی، وحید شیخ بگلو، جواد فرج پور، دکتر صالح کامرانی، رضا سیاح، ابراهیم رشیدی، رضا حیدری، داود اسدی، بهزاد خسروانی، فردین عبادی، داود مقامی، حمید خان احمدی، اروج امیری، حامد یگانه پور، یاشار حکاک پور، داوود عظیم زاده، مجید پژوهی فام، محسن فرامرزی، احد جدی، شاهرخ فرامرزی، امیر آقازاده، ولی ظهرابی، علی رازی، حاتم رستمی، اوختای بابایی، صالح ملاعباسی، فرهاد قویدل، مصطفی عوض پور، مهدی نوری، ائلچین سلیمی، رضا عباسی و…
۱۸- توقیف و آزار و اذیت نشریات مستقل، آگاه کننده و مدافع حقوق ملت آذربایجان (یول، شمس تبریز، نوید آذربایجان، امید زنجان، آوای اردبیل، یولداش، آراز، وراوی، یاشیل موغان، ائلچی، باخیش، نسیم، ارمغان آذربایجان، اویانیش، آذر، اردم، توپلوم، سایان، کیملیک، سحر، چاغری و…)
۱۹- جلوگیری از آموزش زبان، فرهنگ و ادبیات تورکی (به عنوان سومین زبان زنده، غنی و قانونمند جهان و زبان ملی و مادری بیش از ۳۵ میلیون نفر تورک آذربایجانی) در مدارس و استفاده از الفبای لاتین در نشریات دانشگاهی
۲۰- تضعیف جایگاه هنر و موسیقی آذربایجانی و ممانعت از آموزش و اجرای آن
۲۱- انتقال باقیمانده آثار تاریخی و باستانی به موزه های مناطق فارس نشین
۲۲- تکه تکه کردن سرزمین آذربایجان و تقسیم آن به واحدهای جغرافیایی کوچکتر و حذف نام مقدس آذربایجان از روی واحدهای تجزیه شده به بهانه بزرگی و خدمت به مردم (آذربایجانشرقی، همدان، قزوین، اردبیل، آذربایجانغربی، زنگان، انزلی و آستارا «گیلان»، بیجار و قروه «کردستان»، ساوه «مرکزی»، سنقر «کرمانشاه»، هشتگرد «تهران») در حالیکه استانهای خراسان، اصفهان، فارس، کرمان، یزد، سمنان و… از این دیدگاه باید زودتر از آذربایجان تقسیم میشدند
۲۳- اعمال سیاست تغییر ترکیب بافت قومی (به نفع اکراد) در اراضی تاریخی غرب آذربایجان (اورمو، سویوق بولاق، سولدوز، سایین قالا، تیکان تپه، قوشاچای، سلماس، خوی، داش ماکی و…) با هدف پیدایش قاراباغی دیگر در این منطقه
۲۴- ممنوعیت نامگذاری اسامی تورکی بر روی کودکان آذربایجان
۲۵- تغییر نام مناطق شهری و جغرافیایی از تورکی به فارسی (با نامهایی موهون، جعلی، مسخره و توهین آمیز) آذربایجان به آذرآبادگان، دریای خزر به مازندران، جمهوری آذربایجان شمالی به آران (و بعد از قیام شکوهمند خرداد ماه ۱۳۸۵، این کشور “آذربایجان شمالی” توسط مزدوران رژیم فاشیستی “ایران شمالی” خوانده میشود)، زنگان به زنجان، قاراداغ به ارسباران، بندرانزلی به بندر پهلوی، خیاو به مشکین شهر، قاراآغاج به قدس، قوشاچای به میاندوآب، تیکان تپه به تکاب، ملک کندی به ملکان، سایین قالا به شاهین دژ، سرایسکند به هشترود، توفارقان به آذرشهر، موغان به پارس آباد، اوجان به بستان آباد، سلماس به شاپور، چالدران به سیه چشمه، آجی چای به تلخه رود، آراز به ارس، ساوالان به سبلان، جغاتای چای به زرینه رود، سولدوز به نقده، اورمو به رضائیه، ساووجبولاغ به هشتگرد، قاراعین به پلدشت، ساری قایا به سارقیه، تاتائو چای به سیمینه رود، میدان چای به مهران رود، قیزیل اوزن چای به سفیدرود، قاراگول به سیاه استخر، سوباتان به تازه ده، قالاجیک به عزیزآباد، باخچاجیق به سردارآباد، قاراخاچ به علی آباد، گروس به بیجار، ساووج به ساوه، تورکان اووا به فرزانه آباد، قاراوول داغی به شیرکوه، میشو به میشاب، آخماقایا به احمقیه، جیرانلی به جاریحانی، اسکی شهر به اسک شهر، باش بولاق به سرچشمه و… (طبق آخرین آمار و ارقام موجود، هم اینک ۱۱۸۵۶ منطقه جغرافیایی آذربایجان جنوبی شامل شهر، روستا، کوه، رودخانه، جنگل، تپه، بیابان، دشت، جلگه، خیابان، کوی و… توسط نامهای جعلی، موهون و توهین آمیز از تورکی به زبان بیگانه فارسی تغییر نام داده شده اند)
۲۶- معرفی خائنین، مزدوران و وطن فروشان تورک به عنوان قهرمانان ملی و ادبی آذربایجان (سید احمد کسروی، حسن تقی زاده، داور رضازاده شفق، عارف قزوینی، شعاری، عبدالعلی کارنگ، منوچهر مرتضوی، ذبیح بهروز، تقی اَرانی، امین ریاحی خویی، کاظم زاده ایرانشهر، محمود افشار، ابوالقاسم آزاد مراغه ای، جواد شیخ الاسلام زاده، یحیی ذکاء، سلیمان میرزا اسکندری)
۲۷- حمایت مادی و معنوی از پان ایرانیستهای آریامهری و تورک ستیزان ملعونی چون محمد ابراهیم باستانی پاریزی، کاوه بیات، پورجوادی، هرمیداس باوند، افشین جعفرزاده، محمود بنی هاشم، پرویز ورجاوند، ایرج افشار، سید محسن امین، انور خامنه ای، محمد آخوندی، عنایت الله رضا، پیروز مجتهدزاده، کاظم آذری، اعظم زنگنه و…
۲۸- بیگانه نمودن نسل امروز آذربایجان از اسوه های ملی ، فرهنگی ، تاریخی و علمی خود (آلپ تئومان، آلپ مته خان، آلپ ارتونقا، آلپ آتیلا، عبدالقادر ماراغه ای، احمد یه سوی، ادیب احمد، یونس امره، امیر تیمور، حکیم امیر علیشیرنوائی، قاچاق کرم، کوراوغلو، قاچاق نبی، بابک خرمدین، محمود کاشغری، صفی الدین اورموی، ده لی دومرول، عمادالدین نسیمی، ملامحمدفضولی، حکیم ابوالقاسم نباتی، حکیم نظامی گنجوی، صائب تبریزی، اوحدی مراغه ای، مهستی گنجوی، اوغوزخان، ده ده قورقود، تومروس آنا، قیل قامیش، حکیم ابوعلی سینا، حکیم فارابی، شیخ قاسم انوار، جاوانشیر، عباس میرزای قاجار، نادر شاه افشار، سعید سلماسی، ابوالحسن راجی، شاه اسماعیل ختایی، شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی، حکیم سیدعظیم شیروانی، زینب پاشا، خورشید بانوناتوان، حکیم ابوریحان بیرونی، حیران خانیم، سارای خاتین، خسته قاسیم، عاشیق علی عسگر، استاد کمال الدین بهزاد، باهار شیروانلی، ملا پناه واقیف، حکیم هیده جی، قوسی تبریزی، شمس تبریزی، قاسیم بیگ ذاکیر، جهانشاه حقیقی، حبیبی، مورتوز قلی خان ظفر، مروارید دیلباز، کاظم آقا سالک، باکیلی عباسقلی آقا قدسی، شیخ محمد خیابانی، میرزا فتحعلی آخوندوف، ستارخان، باقرخان، محمد تقی خان پسیان، حیدرعمواوغلو، محمد امین رسول زاده، کاظم خان قوشچی، علی میسیو، جلیل محمد قلیزاده، میرزا علی اکبر صابیر، اوزه ئیر حاجی بی لی، باغبان ائل اوغلو، مدینه گولگون، خلیل رضا اولوتورک، حکیمه بلوری، صمدوورغون، سید جعفر پیشه وری، یوسف بهنمون، حسن رشدیه، علی آقا واحد، میرزا علی معجزشبستری، بختیار وهابزاده، محمد تاقی صدقی، سلیمان رستم، جبار باغچه بان، محمدعلی تربیت، آنارریضا، علی سلیمی، شهریار، رسام عربزاده، پروفسورحمید نطقی، پروفسورغلامحسین بیگدلی، پروفسورجواد هیئت، پروفسو مینائی، پروفسورهشترودی، پروفسورنظامی خودیف، پروفسوریحیی عدل، پروفسورمحمدزاده، دکترعلی کمالی، علی تبریزی، دکترمیر هدایت حصاری، دکترمحمد علی فرزانه، دکترمحمدزاده صدیق، دکترعلی داشقین، دکترصمد سرداری نیا، دکترعزیز محسنی، دکتررضا براهنی، دکترغلامحسین ساعدی، دکترحسین فیض اللهی وحید، استادبهزاد بهزادی، زین العابدین مراغه ای، میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی، کریم مشروطه چی، نصرت کسمنلی، سهراب طاهر، عاشیق حسین جاوان، رسول ریضا، زهره وفایی، آراز ائل سس، فکرت امیروف، میرزاصادق اسداوغلو، رشید بهبوداوف، مورتوز ممداوف (بلبل)، شوکت علی اکبراوا، عالیم قاسیم اوف، خان شوشینیسکی، جاببار قاریاغدی اوغلو، ملا محمد نخجیوانی، ثقه الاسلام تبریزی، آیت الله شریعتمداری، علامه جعفری، علامه امینی، علامه طباطبائی و…) که بی گمان افراد بیشماری از ملت تورک آذربایجان، حتی برای یکبار، نام بسیاری از این بزرگمردان تاریخ پرشکوه آذربایجان را هم نشنیده اند
۲۹- کشتار، قتل عام و نسل کشی ملت مظلوم آذربایجان (تبریز، میانا، اردبیل، زنگان و… در سال ۱۳۲۵ شمسی و بعد از سقوط فرقه دمکرات آذربایجان توسط حکومت مرکزی ایران – ارومیه، خوی، سلماس، سولدوز و… در سالهای ۱۲۹۵ و ۱۲۹۷ شمسی توسط ارامنه افراطی فراری از خاک تورکیه – باکو ژانویه سال ۱۹۹۰ میلادی توسط رژیم روسیه – باکو، قاراباغ، خوجالی، گنجه، شوشا، لاچین، قوبادلی، زنگیلان، آغدام، خانکندی، کلبجر، فضولی، بیلقان، آغدره، خوجاوند، هادروت، جبرئیللی و… در سالهای ۱۹۰۵، ۱۹۱۸، ۱۹۲۰، ۱۹۹۰، ۱۹۹۲ و ۱۹۹۹۳ میلادی توسط جلادان داشناک ارمنی) و…
دهها و صدها مورد ظلم و ستمهای اهریمن گونه شوونیزم فارس به یک انگیزه شیطانی صورت می گیرد، جداساختن و جداسازی گذشته این سرزمین مهد تمدن، دلاوری، ادب، آزادیخواهی، علم، سلحشوری و… از نسل آینده و ایجاد بحران هویت و عدم اتکاء به میراث پرافتخار خویش و ایجاد گسل بین حال، گذشته و آینده این دیار و نسلهای آن و نابود سازی کلیه عوامل تشکیل دهنده واژه ملیت (تاریخ، فرهنگ، زبان، ادبیات، هنر و…) و رسیدن به هدف نهایی که همانا چیزی نیست جز «ممانعت از استقلال و آزادی ملت آذربایجان و ادامه غارت و تاراج ثروتهای مادی و معنوی این سرزمین».
مجموعه اقدامات شوونیستها که باید از آن به عنوان ضد انسانی ترین حکومت تاریخ این سرزمین در رابطه با اقوام غیرفارس و غیرآریایی نام برد در مورد آذربایجان و حتی در مورد سایر ملل تحت ستم ملی در ایران (كرد، عرب، توركمن و بلوچ) سالهای تراژدی، سیاهی و قرون وسطایی بوده است. تمامی ارگانهای سیاسی و تبلیغی شوونیزم ایران همسو با یک بسیج اهریمنانه به تخریب داشته های زبانی، تاریخی، فرهنگی و ملی دیار عشق و عرفان دست زده اند. پس ای ملت غیور و آزاده آذربایجان بیائید پاسدار میراث گرانبهای نیاکان خود باشیم و راه مقدس آن بزرگمردان را که همانا استقلال، آزادی، سرافرازی و عظمت آذربایجان بود را ادامه دهیم و بدانیم که تاریخ، فرهنگ، زبان، ملیت و مدنیت ما شایسته افتخار و سربلندی است و ما ملتی بزرگ و قابل ستایش هستیم.
«به امید استقلال، آزادی و سرافرازی ملت آذربایجان و تمامی انسانهای در بند اسارت»
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 15:1  توسط memed
|
